آرشيو مقالات -> مديريت كسب و كار
نويسنده  :  ايرج سعيدي
 بزرگ‌ترين مشتريان سيستم‌هاي اطلاعاتي، سازمان‌ها هستند و فرآيندها در واقع مهم‌ترين جزء سازمان هستند كه به آن حيات مي‌بخشند. در گذشته مرسوم بود كه براي هر يك از اين فرآيندها، سيستم‌هاي جداگانه‌اي در محدوده آن فرآيند تهيه مي‌شد كه به سيستم‌هاي جزيره‌اي معروف بودند، ولي مشكلاتي اساسي به مرور زمان با اين نوع نگرش حاصل مي‌شد كه يكي از بزرگ‌ترين آن‌ها اين بود كه چون هر يك از سيستم‌ها براي يك فرآيند خاص تهيه مي‌شدند، اتصال سيستم‌ها به يكديگر مشكل يا حتي غيرممكن بود و از طرفي چون ديد طراحي سيستم‌ها در مورد بخشي از سازمان و نه كل آن بود، اين سيستم‌ها اهداف كلي سازمان را به نحو مطلوب برآورده نمي‌كردند. بدين‌صورت ايده سيستم‌هاي يكپارچه سازماني به وجود آمد. در اين ديدگاه براي سازمان يك سيستم متشكل از تعدادي زيرسيستم مستقل، ولي مرتبط با هم طراحي مي‌شد كه مشكلات مذكور را مرتفع مي‌ساخت. با اين حال يك مشكل اساسي كه هنوز هم خودنمايي مي كرد، حجم زياد كار براي طراحي و پياده سازي اين سيستم‌ها بود. به اين‌صورت BPM مطرح شد كه با داشتن الگوهاي متعدد مورد نياز سازمان‌ها، روشي يكپارچه براي تعريف، اجرا و مديريت فرآيندهاي كسب وكار سازمان‌ها را ارايه مي‌كرد و با استفاده از متدها و ابزارهاي خاص خود حجم كار توسعه راه‌حل‌هاي اطلاعاتي براي سازمان‌ها را به حداقل مي‌رساند. مايكروسافت به‌عنوان يكي از اصلي‌ترين توسعه‌دهندگان راه‌حل‌ها براي اين مورد نيز سيستمي ارايه كرده است كه در اين مقاله به بررسي آن مي‌پردازيم.

 اوراكل، مايكروسافت و SAP، در كنار ساير رقباي بزرگ و كوچك، سرگرم تلا‌ش براي تصاحب سهم بيشتري از بازار نرم‌افزار هستند. در سال 1999، زماني كه Mark Benioff (مديرعامل Salesforce.com) براي ايده اجاره نرم‌افزار شروع به بازاريابي كرد، كسي از آن استقبال ننمود. اما وي دلسرد نشد و به كار خود ادامه داد. اكنون آن دوران گذشته است و حتي شركت اوراكل با خريد شركت Siebel (در اواخر سال گذشته) سعي مي‌كند با تأسي به روش Saleleforce، استراتژي جديد كاري خود را ترتيب دهد.

 همه مي‌دانيم كه شركت گوگل كه هشت سال پيش توسط Sergey Brin و Larry Page تأسيس گرديد، يكي از شركت‌هاي موفق قرن حاضر به شمار مي‌آيد. اگركوچك‌ترين شكي هم در اين مورد وجود داشت، سال 2005 تمامي آن شك‌ها را برطرف كرد. فروش گوگل با رشد تقريبي پنجاه‌درصد به شش ميليارددلار افزايش يافت. سود آن طبق برنامه‌ريزي انجام گرفته، سه برابر شد كه بالغ بر 6/1 ميليارددلار گرديد و وال استريت، آمار بي‌سابقه‌اي اعلام كرد: بازار 120 ميليارد دلاري، ارزش سهام بالاي چهارصددلار، ارزش درآمدي نسبت هر سهم، نزديك به هفتاد. اين يك سرمايه‌گذاري هنگفت جهت سودآوري در آينده است كه در دوره اقتصادي پيشين غيرقابل تصور مي‌نمود. اما در مورد گوگل اين فراواني منطقي و معقول است؛ زيرا برين و پيج، به تبليغات آنلاين توجه داشتند. آن‌ها اين موضوع را از اهداف اصلي خود قرار داده بودند. هنوز شركت‌هاي آمريكايي پول بيشتري را به تبليغات Yellow Pageها نسبت به اينترنت، اختصاص مي‌دهند (كه معادل كمتر از پنج‌درصد كل هزينه تبليغاتي آن‌ها است). از طرف ديگر امروزه آمريكايي‌ها بيشتر از سي‌درصد از زماني را كه صرف رسانه‌ها مي‌كنند، به وب اختصاص مي‌دهند. هنگامي كه تمايل به تبليغات افزايش يافته بود و كوهي از وجوه نقد منتظر اين بازار بود، تنها گوگل بود كه اين موقعيت را درك كرد و از فرصت استفاده نمود.

 تجارت پرداخت به ازاي كليك (PPC) همانند حمله خلافكاران به آن بسيار بزرگ و وسيع است. موتورهاي جست‌وجو اكنون پنجه در پنجه كساني انداخته‌اند كه اقتصاد اين سيستم را نشانه گرفته‌اند. استارت كاف، شركت هوايي چارتر خود را در سال 2002 در ميامي پايه‌گذاري كرد. JetNetwork بنا به روش قرن بيست و يكمي، در اينترنت و با استفاده از موتورهاي جست‌وجو به تبليغ پراخت. هر كس در گوگل به دنبال <چارتر هوايي ميامي> بگردد، علاوه بر دريافت فهرستي از نتايج، در كنار صفحه، متن آبي رنگي را مي‌بيبند كه به پايگاه اينترنتي JetNetwork پيوند خورده است. تبليغ در جست‌وجوگرها براي تجارت كاف سود سرشاري داشته است. مشتريان او را طيف وسيعي از شخصيت‌ها، عكاسان روزنامه، بيماران و مردمي تشكيل مي‌دهند كه براي رفتن به ميامي يا خارج شدن از آنجا عجله دارند. او اگر مي‌خواست شركت خود را به صورت سنتي تبليغ كند، بايد از راديو و تلويزيون يا روزنامه‌ها و مجلات معروف استفاده مي‌كرد. حتي اگر كاف پول كافي براي چنين تبليغات وسيعي داشت، باز هم نمي‌توانست نظر بسياري از مشتريان را جلب كند و عملاً هزينه زيادي را هدر مي‌داد. اما با تبليغ روي موتورهاي جست‌وجو، همه نام JetNetwork را مي‌بينند؛ حتي آن‌هايي كه فعلاً قصد مسافرت به ميامي يا خروج از آن را ندارند.

 بديهي است كه مؤسسان هر سازماني با هدف انجام برخي مأموريت‌هاي خاص، اقدام به تأسيس سازمان مي‌نمايند. در پي هدف مشخصي، سازمان تشكيل مي‌شود و مأموريت‌ها، قوانين، روش‌ها، ساختار سازماني و ... تدوين مي‌گردد. در بدو تأسيس هر سازماني تمامي موارد ذكر شده در اساسنامه‌ها و مصوبات هيئت مديره و... مطرح مي‌شود و نمودارهاي سازماني و شرح وظايف واحدها نيز مشخص مي‌گردد. فرآيندهاي كاري، تعريف مي‌شود، فرم‌هاي در گردش مشخص مي‌گردند و در نهايت سازمان در راستاي مأموريت مشخص خود، گام برمي‌دارد. سازمان‌هاي كنوني از ديدگاه‌هاي مختلفي نظير پيچيدگي، ابعاد، ‌گستردگي، تنوع و... شرايط اعمال يك نوع معماري خاص براي لايه‌هاي مختلف سازماني را دارند. هدايت و كنترل صحيح تغييرات، نيازمندِ داشتن اطلاعاتي دقيق از وضعيت فعلي شركت،‌ ديدي صحيح نسبت به وضعيت مطلوب آن و برنامه‌اي روشن جهت حركت از وضعيت فعلي به وضعيت مطلوب است.

نويسنده  :  ونكاتش شانكار، لئونارد اِل بري و توماس داتزل

نويسنده  :  پيتر باروز

نويسنده  :  داگلاس مك‌ميلان

 1  
Site : www.vwideas.com
Email : info@vwideas.com
Phone : 021 - 66901190
TelFax : 021 - 66901190